مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
154
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - به اين كار مأمور مىدارد . » گفتند : « جعده را از خانه بيرون كن وأو را با خويشتن راه مگذار . » فرمود : « چگونه أو را از خانه اخراج كنم ؟ چه هنوز عصيانى به دست أو نرفته است ؟ گرفتم كه أو را اخراج كنم . قتل من جز به دست أو نيست . لا بد مرا مىكشد ودر نزد مردم عذرى مىتراشد كه بىجرمى وجنايتي مرا اخراج كردند وكيفر دادند . » بالجملة ، از اين پيش بدان أشارت شد كه در أيام توقف معاوية در مدينه از حشمت امام حسن عليه السلام واقبال مردم در خدمت أو سخت بيازرد وبترسيد كه با اين مكانت ومنزلت كه أو راست ، ديگرباره در طلب حق خود برآيد وآغاز مناجزت ومبارزت فرمايد وهمچنان درخاطر داشت كه پسرش يزيد را به ولايت عهد گمارد وخلافت را بعد از خود با وى گذارد واين نيز بيرون شرايط معاهده ومصالحه بود كه با آن حضرت استور كرد . لا جرم يك دل ويك جهت در قتل آن حضرت كمر بست وآن قدرت نداشت كه آشكارا در تقديم اين امر عظيم مبادرت نمايد . پس از درِ چاره مكتوبى به پادشاه روم واروپا كه اين وقت قسطنط ملقب به پوكانا بود ، نگاشت وخواستار شد كه : « مرا مقدارى سم نقيع فرست . خواهم كه به دستيارى آن ، دشمنى را از پاى درآورم ، بىآنكه كشور را انگيزش دهم ولشكر را جنبش فرمايم . » ملك روم در پاسخ نگاشت كه : « از شريعت دين ما بيرون است كه نيرو دهيم در قتل كسى كه با ما قتال نمىدهد . » معاوية ديگر باره به سوى أو مكتوب كرد كه در تهامه ، مردى به طلب ملك پدر بيرون شده وخطبى بزرگ پديد آورده [ است ] . مىخواهم پوشيده شرّ أو را بگردانم واين فتنهء برخاسته را بنشانم وبلاد وعباد را از زحمت أو آسايش دهم . » ملك روم بعضي از اشياى نفيسه به سوى معاوية متحف ومهدى ساخت وشربتى از سم قتّال نيز به أو فرستاد . معاوية پوشيده كس به نزد جعده دختر أشعث بن قيس كندى كه ضجيع امام حسن عليه السلام بود ، فرستاد كه : « اگر اين سم را كه به سوى تو انفاد داشتم ، به حسن بن علي عليهما السلام خورانيدى وأو را مقتول ساختى ، مبلغ صد هزار درهم وبه روايتي ده هزار دينار با تو عطا كنم ومزارعى چند از سواد كوفه وشعب سورا 1 خاص تو گردانم وتو را به حباله نكاح فرزند خود يزيد درآورم . » همانا در نام دختر أشعث به اختلاف سخنكردهاند . بعضي أو را سكينه گفتهاند وجماعتى عايشه ناميدهاند . گروهى هم شعثاء دانستهاند وطبري در تاريخ خود ، أو را أسماء بنت أشعث رقم كرده ودر « مناقب » ابن شهرآشوب مسطور است كه جعده دختر محمد بن أشعث است . پس جد أو أشعث خواهد بود وجدهاش -